|
ترس، ترسم از ترسه تو بوده، برای خواستن عشقم، نیاد اون، نیاد اون روزی که دیره واسهی داشتنه عشقم، نیاد. ترس، ترسم از اینه که یهروزی، من به یادته تو نباشم، دیگه دل، دیگه دل سرد بشم از تو برمو با تو نباشم برمو با تو نباشم. ترسه من اینه که روزی رویه قولم پا بذارم، واسه بدبینی و حرفات تو رو تنها بذارم، ترسه من از خندههایه تلخ و بیروحه لبه توست، کاش بدونی دل تنهام گم شده تو این شب توست. ترس، ترسم اینه دیر بفهمی عشقه پاکو تو نگاهم، دیگه آر دیگه آروزم نباشه بمونیم همیشه با هم. ترس، ترسم از اینه که یه روزی من به یادته تو نباشم، دیگه دل، دیگه دل سرد بشم از تو برمو با تو نباشم برمو با تو نباشم، ترسه من اینه که یه روزی رویه قولم پا بذارم، واسه بدبینیو حرفات تو رو تنها بذارم، ترسه من از خندههایه تلخو بیروحه لب توست کاش بدونی دله تنهام گم شده تو این شب توست.
عشق یك جوشش كور است و پیوندی از سر نابینایی. اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال . اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می بندد و در زیر نور سبز می شود و رشد می كند و ازین رو است كه همواره پس از آشنایی پدید می آید ، و در حقیقت در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یكدیگر می خوانند ، و پس از آشنا شدن است كه خودمانی می شوند .
من خیلی غصه دارم هیچ مونسی ندارم تو آسمون ستارست حتی اونم ندارم تا کی باید به دل بگم بساز بساز بسوز بسوز تا کی باید به دل بگم که چشماتو به در بدوز تا کی باید گریه کنم از دست کار روزگار تا کی باید بباره چشمام مثل ابر بهار کی میگه تنهایی سخت نیست به خدا تنهایی سخته الهی بی کس نشی بی کسی سخته اینم از بخت منه رازیم هر چی خدا خواست ای خدا برس به دادم ای خدا تنهایی سخته |
About![]()
عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیست
شهریور 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 دوستان من
ღღخودم و خودت(شیوا و میثم)ღღ |